دهه فجر
انقلاب اسلامی خود یک نو آوری بزرگ تاریخ بود که ملت ایران آن را در تاریخ بشریت به ثبت رسانید

پرسش مهر 9
متأسفانه غالباً مشاهده شده كه به این سه شرط آشكار هیچگونه توجهی نمی شود:
1. نوآوری كار است. به دانش نیاز دارد.نوآوران معمولاً از دیگر افراد با استعدادتر می باشند و درچند زمینه فعالیت می كنند.
2. برای موفقیت باید بر قدرت و توانایی خود تكیه كنند و به فرصتها در طیفی وسیعتر بنگرند. سپس از خود سؤال كند كه كدام یك مناسب من است.
3. در آخر اینكه نوآوری تأثیر است بر اقتصاد و جامعه، تغییری است در رفتار مصرف كنندگان، معلمین و كشاورزان و یا كل مردم. و یا اینكه تغییری است در یك فرآیند، در چگونگی كار كردن و تولید یا محصول كارآفرینی، باید نزدیك به بازار، متمركز بر بازار ودر جهت بازارگرایی باشد.
منبع :مقاله " اصول نوآوري " نویسنده: پیتر دراكر برگرفته از سايت http://www.mlm.ir
****
چكيده
نوآوري نظام يافته يا همان تئوري حل مسائل به روش ابداعي (TRIZ)يكي از قدرتمندترين تكنيكهاي حل مسئله است كه در روش ساختاريافته و نظاممند به شفافسازي مشكلات مي پردازد و باتوجه به نوع مسائل شناسايي شده و امكانات و محدوديتهاي خاص آنها با انتخاب يكي از 12 ابزار حل مسئله، به حل آن اقدام ميكند. هريك از 12 ابزار حل مسئله در اين تكنيك، حاصل چكيده سازي كليه ايدههاي خلاقانه بهترين ابداعات و اختراعات و ايدههاي خلاق جهاني است. اين تكنيك ازجمله تكنيكهاي كاركردگراست كه سعي مي نمايد نظرات مشتري (كارفرما و دريافت كنندگان خدمات) را با تامين كاركرد موردنظر وي با حداكثر و حداقل هزينه تامين كند. همچنين در اين مقاله به معرفي و شرح چهار مرحله اصلي فرايند نوآوري نظاميافته يا همان (TRIZ) پرداخته شده است كه اين مراحل شامل: 1 – تعريف 2 – انتخاب ابزار 3 – توليد راهحل 4 – ارزيابي هستند.
مقدمه
پيدايش (TRIZ) درسال 1946 در شوروي توسط گزينش آلت شولر صورت گرفت كه اولين اختراع خود را در 14 سالگي انجام داد و اولين دوره تحصيلي خود را در رشته مكانيك دنبال كرد. او در سال 1946 در دپارتمان ثبت اختراعات نيروي دريايي روسيه استخدام شد تا به مخترعان درنتيجه رساندن طرح اختراعي آنها ياري رساند. TRIZدر حوزه هاي مختلف علوم مهندسي، خدماتي، مديريتي، اجتماعي و سياسي به كار برده مي شود. در كشورهاي توسعه يافته تقريبا تمام مديران و مهندسان واحدهاي طراحي و توسعه محصولات و نيز واحدهاي توسعه فناوريهاي پيشرفته به فن تريز آشنا يا در آن متخصص هستند.
تعريف TRIZ
كلمه TRIZ مخفف عبارت روسي: TEORIVA RESHENIVA IZOBRETA TELSKIKH ZADATCH كه ترجمه آن در انگليسي: THEORY OF INVENTIVE PROBLEMS SOLVING يعني نظريه حل خلاقانه مسائل.
رشد TRIZ
الف – 1946 تا 1980: ابتداي عصر تريز كلاسيك با مفاهيم تريز توسط شخص آلت شولر و شاگردان اندك او بسط و گسترش يافت.
ب : 1980 تا 1985 : عصر تريزکلاسيک : تريز در اتحاد جماهير شوروي شهرت يافت و مدارس تريز تأسيس و اولين متخصصان تربيت شدند .
ج- 1985 تا 1991 : عصر تريز معاصر – فاز يك : تريز به اروپا و آمريکا راه يافت.
د-1991 تا 1999: عصر تريز معاصر – فاز دو كه در آن متخصصان به گردآوري مستندات تريز و توسعه آن در زمينههاي مختلف پرداختند. در اين دوران پايگاه اطلاعاتي و نرم افزاري حرفه اي تريز به تکامل رسيدند .
پيدايش نوآوري نظام يافته
دارال.لي.من مبدع تکنيک نوآوري نظام يافته اين تکنيک را در سال 1999 با ادغام دو نظريه دمينک و آلتشولر مطرح كرد .
_ نظريه دمينگ : هر مشکل سازماني نتيجه وجود يک تضاد در آن سازمان است .
_ نظريه آلتشولر : تريز تضاد نهفته در ريشه هر مسئله را شناسايي و رفع مي كند .
هدف فرايند نوآوري نظام يافته تعريف مسئله و دستيابي به بهترين راه حل است.
دستيابي به اهداف نوآوري نظام يافته جز با عبور از ميان فرايندي دقيق و موشکافانه امکان پذير نيست .
مرحله اول : تعريف
گفته مي شود که 90 درصد از فرايند حل مسئله تعريف دقيق و شفاف مسئله است . اگرچه تمايل ذاتي افراد پرداختن به حل مسئله به جاي تعريف دقيق آن است . تريز قصد دارد تا کاربران را بيش از پيش در مرحله «تعريف» درگير كند. تريز اين هدف خود را با معرفي چهار ابزار دقيق و صريح در اين مرحله دنبال مي كند .
-1 ابزار «کاشف مسئله» : اين ابزار پايه تعريف مسئله است. اين ابزار به سؤالاتي نظير ما کجا هستيم و قصد داريم به کجا برويم و چگونه تشخيص دهيم که به هدف رسيده ايم، پاسخ مي گويد .
-2 ابزار «کارکرد و خواص» : تحليل کارکرد براي اولين بار در مهندسي ارزش توسط مايلز مطرح شد. نوآوري نظام يافته از سومين نسل از تحليل کارکرد، «تحليل کارکرد و خواص» ناميده مي شود . براي تعريف مسائل و شفاف سازي کارکرد سيستم موجود استفاده مي شود .
-3 ابزار «تحليل منحني عمر» : منحني عمر هر سيستمي از نمودارهاي s شکل تبعيت مي کند. نقش اين ابزار تعيين چگونگي و جهت حرکت کاربران پس از پايان مرحله تعريف مسئله است .
-4 ابـزار «نتيجــه نهـــــايي ايدهآل» يا (IFR (Ideai Final Result : اين ابزار، سعي مي کند چارچوبها و قالبهاي فعلي ذهن افراد را در هم بريزد و اهداف رقباي فعلي و آينده را آشکار سازد.
مرحله دوم : انتخاب ابزار
معمولاً در اين مرحله فهرستي از 3 يا 4 ابزار رتبه بندي شده پيشنهاد مي شود. ابزارهاي رتبه بندي شده اغلب با ابزارهاي تريز همپوشاني دارند. چنانچه از چند ابزار استفاده كنند و همه آنها به يک جواب منتهي شوند، اطمينان شما نسبت به راه حل به دست آمده افزايش پيدا خواهد كرد.
مرحله سوم : توليد راه حل
هنگامي که يک مسئله وارد مرحله سوم مي شود، به دليل تعداد و تنوع ابزارهاي تريز نه تنها احتمال حل آن بسيار بالاست، بلکه حتي امکان دستيابي به راه حلهاي متنوع و متفاوت نيز وجود دارد . اين ابزارها را ميتوان به دو گروه کلي تقسيم کرد:
-1 ابزارهاي تحليلي : اين ابزارها به ساختار دهي مسئله کمک مي کنند و به تحليل شرايط مي پردازند.
-2 ابزارهاي مبتني بر دانش : اين ابزارها بانک اطلاعاتي لازم براي خلق ايده ها را فراهم مي آورند.
دوازده ابزار معرفي شده در اين مرحله عبارتند از: 1 - تضادهاي تکنيکي و اصول ابداعي 2 – تضادهاي فيزيکي و اصول تفکيک 3 - مدلسازي شي 4– اثر و اصول استــاندارد 5 - روندهاي تکامل 6 - منابع 7 - دانش و اثرات 8 - الگوريتم حل مسائل ابداعي 9 - پيرايش 10 - نتيجه نهايي ايدهآل 11 - ابزارهاي رفع اينرسي تفکر و نهايتاً 12- تحليل زير ويرايشها .
مرحله چهارم : ارزيابي
آخرين مرحله از چهار مرحله اصلي فرايند نو آوري نظام يافته «ارزيابي» است. در اين مرحله بهترين راه حل از ميان راه حلهايي که در مرحله پيش توليد شده اند انتخاب ميشوند . هدف اين مرحله دستيابي به شيوه اي منطقي براي مقايسه راه حلهاي مختلف و غير همجنس و حصول اطمينان از دستيابي به بهترين راه حل است .
TRIZ در اين خصوص از روشهاي ارزيابي متداول مانند MCD ، QFD ، SIXSIGMA و DFMA استفاده مي کند .
نمودار (1) – فرايند حل مسائل در نوآوري نظام يافته را نشان ميدهد.
منابع :
-1 جزوه آموزشي : دکتر رضايي ، حميدرضا ، مقدمهاي بر نظريه خلاقانه مسائل.
-2 جزوه آموشي : دکتر رضايي ، حميد رضا ، سطح يک ، مؤسسه نوآوري و فناوري ايران
-3 جزوه آموزشي تفکر سيستمي : دکتر رضايي ، حميدرضا ، مؤسسه نوآوري و فناوري ايران
-4 جزوه آموزشي ايده آلي : دکتر رضايي ، حميدرضا، مؤسسه نوآوري و فناوري ايران
-5 جزوه آموزشي تضاد و روشهاي رفع آن : دکتر رضايي ، حميدرضا ، مؤسسه نوآوري و فناوري ايران.
بر گرفته از وبلاگ http://atar87.blogfa.com/post-26.aspx
تأثير تربيت مدرسه
نهاد مدرسه مى تواند آموختنيهاي رسمى را چنان برنامه ريزي کند که نوعي رابطه آموزشى يکسويه بر مخاطب آموزش تحميل کند .
اگر ما خواستار آن هستيم که نسل آينده فقط از حيث «درجه بندي با مدرک تحصيلي » در مرتبه بالا تري قرار بگيرد ، فضاي مدرسه را چنان مي سازيم که نمره امتحان تنها ملاک پيشرفت و موفقيت باشد .
اما اگر نسلي پايبند به اداب و اخلاق پسنديده مي خواهيم ، مدرسه اي ديگر لازم داريم که رسم پايبندي به اخلاق را دنبال کند نه تست هاي اطلاعات اخلاقي .
همچنين اگر در انديشه آن هستيم که نسلي با محفوظات اطلاعاتي وسيع و با حضور ذهن سريع فراهم آوريم ، کردار مدرسه را در جهتي سوق مي دهيم که بتواند همچون يک شبکه بين المللي اطلاع رساني عمل کند .
و سر انجام ، اگر خواهان نسلي با ذهن هاي خلاق باشيم ، کردار مدرسه را چنان مي خواهيم که هيچ يک از دو طرف «رابطه آموزش » نتوانند نظرشان را بر طرف ديگر تحميل کنند ، زيرا بر اثر ضايع کردن حق انتخاب هر يک از دو طرف آموزش ، رغبت هاي «انديشيدن مستقل و بر خورد متفاوت با مشکلات » در فضاي مدرسه منتفي مي شود . ( بر گرفته از کتاب پرورش نسل خلاق در ايران)
احمدي نژاد ، در اجلاس سراسري روساي آموزش و پرورش کشور ، با اشاره به گرايش ها، انواع فشارها و طراحي هاي نقطه مقابل آموزش و پرورش کشور در 150 سال اخير گفت: بايد تلاش کنيم آموزش و پرورش در مسير درست آرمان هاي الهي قرار گيرد که اين مجاهدتي مستمر است و به ابتکار، نوآوري و خلاقيت دائم نياز دارد.

|
جلوههایی از نوآوری حضرت امام |
||
|
آنچه که به طور خلاصه میتوان در این زمینه بیان کرد آن است که علما در گذشته مبارزه میکردند.اما با فرض حضور ظلمه در رأس قدرت، یا سران قدرت کاری نداشتند، و با امور دیگر مبارزه میکردند.حتی میرزای شیرازی بزرگ که آن فتوای ارزنده را صادر میکند مستقیما با ناصر الدین شاه مخالفت نمیکند، بلکه استعمال دخانیات را به مثابه حرب با امام زمان (عج) میداند و نمیگوید ناصر الدین شاه نباشد، بلکه میگوید این قرارداد ذلت بار و ننگین است. مرحوم مدرس مبارزه میکرد، اما به عنوان رئیس مجلس.آخوند خراسانی و حاج آقا نور الله اصفهانی مبارزه کردند، اما مبارزه با استبداد بود نه با سلطنت.تمام مبارزات روحانیت در طول تاریخ مبارزه با حاکمیت طاغوت و سلاطین نبود، بلکه با فرض حاکمیت آنها و با امور دیگری بود. آیت الله کاشانی هم که سابقه مبارزاتی فراوانی دارد، در پست ریاست مجلس مبارزه میکنند، اما حضرت امام از ابتدا که مبارزه را آغاز کرد با رأس حکومت و اصل سلطنت مبارزه کرد، در صورتی که دیگران در کنار سلطنت و با بودن سلطنت با امور دیگر مبارزه میکردند.مثل مبارزه ابا عبد الله الحسین (ع) که با خود یزید و اساس سلطنت او بود.از مدینه که حرکت میکند، میفرماید: «و علی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید بن معاویه» .هیچ یک از علمای ما این گونه مبارزه نکردهاند.البته چنین مبارزهای از خود گذشتگی لازم دارد.پس از جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی که فیضیه را کوبیدند و طلاب را شهید کردند، مدتی از سوی امام اطلاعیهای منتشر نشد و در مجالس علما شرکت نمیکرد، سر و صدا به راه افتاد و حتی برای دوستان و علاقهمندان به امام سؤال پیش آمد.امامی که مبارزه را آغاز کرد چرا ادامه نمیدهد؟ بعدا معلوم شد که امام میخواست باآقایان علما اتمام حجت کند که اگر تا حالا مبارزه با دولت بود، از این پس مبارزه با شاه است و مبارزه با شاه خطرناک است، آیا حاضرین که جانتان را به خطر بیندازید؟ راه من مبارزه با شاه است، که البته بعضی از آقایان میگفتند که چگونه میشود با شاه مبارزه کرد؟ آنها در چهلم شهدای فیضیه اطلاعیه آن چنانی ندادند، اما اطلاعیه معروف امام صادر شد که: شاهدوستی یعنی آدمکشی و کشتن طلاب، شاهدوستی یعنی غارت اموال ناچیز طلاب، شاهدوستی یعنی کتابسوزی. لبه تیز این اطلاعیه متوجه سلطنت و شخص شاه بود.نتیجه مبارزات علما در گذشته مقطعی بود .با رفتن مدرس همان وضع سابق ادامه مییافت، با رفتن آیت الله کاشانی همان قضایای نادرست دنبال میشد، اما نتیجه مبارزه امام از بین رفتن سلطنت و تأسیس حکومت اسلامی بود که احکام الهی در آن به اجرا در آید. 5.امتیاز حضرت امام در طرح حکومت اسلامیدر این زمینه دو مطلب وجود دارد: یکی اینکه چرا حضرت امام که مثل دیگران جواهر و حدائق خوانده بود به فکر حکومت افتاد؟ و دیگر آنکه این حکومتی که امام میدید از کجا سرچشمه میگرفت؟ امام با بینشی که در سایه شکوفایی استعداد خودش با تقوا و زهد و به عبارت دیگر با عرفان به وجود آورده بود، به احکام اسلامی مینگریست.شنیدم که حضرت امام در بحث زکات فرموده بود که: به نظر من زکات را باید در یکجا جمع کرد و در اختیار فقیه قرار داد، تا به مصرف برساند، مردم هم میتوانند به مصرف فقرا و کارهای عمومی برسانند. فقهای دیگر میفرمایند که باید به فقرا و مصارف عمومی رساند چه جمعبشود نزد فقیه چه جمع نشود.و این بینش که زکات باید در اختیار فقیه باشد از آن امام بود، و این در سایه این بینش است که اسلام برای حکومت آمده است.اسلام صرفا برای وضع قانون نیامده، بلکه برای اداره جامعه آمده است، این بینش حکومتی است.از طرف دیگر امام همه فسادها را از طرف قدرتها میدانست و معتقد بود که اگر قدرتها فاسد باشند جامعه فاسد میشود و اگر قدرتها صالح باشند جامعه به صلاح میرود.با توجه به این دو دیدگاه، حکومت را در زمان غیبت بر عهده ولی فقیه میدانست.در اول کتاب حکومت اسلامی میفرماید: اثبات اینکه اسلام حکومت دارد و در زمان غیبت نیز به فقیه سپرده شده است نیاز به استدلال به روایات ندارد، بلکه اگر به احکام اسلام توجه شود معلوم میگردد که اسلام دارای حکومت است.اسلام حدود دارد، دیات دارد، تعزیر دارد، خمس و زکات دارد.همه اینها در رابطه با حکومت است.از این همه حقوق اجتماعی که در اسلام مطرح است استفاده میشود که اسلام حکومت دارد.و از طرفی اسلام آن همه تعریف از فقها و عدالت و علما دارد که انسان یقین میکند که حکومت در زمان غیبت بر عهده فقهاست.و بالاخره با این بینش که ولایت فقیه فلسفه عملی احکام است، حکومت اسلامی را تحقق میبخشد. گر چه دیگران هم مسئله ولایت فقیه را مطرح کردهاند، اما به طور مستوفی و همه جانبه تنها امام خمینی، آن را مطرح فرموده است. امتیاز حضرت امام در مقام بلند فقاهتبه یک معنا حضرت امام خمینی تحول در فقه ایجاد کرده است و به یک معنا هیچ تحولی در کار نبوده است.تحول به این معنا که امام موازین فقهی را بههم زده باشد، و یا ـ نعوذ بالله ـ گفته باشد که روایات امامان معصوم (ع) دیگر ملاک نیست و بینش علمای سلف به درد نمیخورد، به هیچ وجه در کار نبوده است.نه تنها امام که هیچ طلبهای چنین حرفی را نمیزند.تحولی که امام در فقه ایجاد کرده مثل تحولی است که شیخ انصاری یا صاحب جواهر یا سید بحر العلوم ایجاد کردهاند.امام از همین موازین راه جدیدی را طی کرده است. در شکل دادن به این موازین یک تبحر فکری به کار برده است.باید با مبانی فقهی و اصولی حضرت امام آشنا بود، تا این مطلب را درک کرد. به عنوان مثال، امام راجع به منابع و معادن زیر زمینی میفرماید: معادن بزرگ از آن صاحب زمین نیست ولی در رسالهها نظر همه فقها این است که معادن مال صاحب زمین است.ولی امام از همان ادله و بر اساس همان موازین فقهی میگوید معادن بزرگ مربوط به صاحب زمین نیست، و استدلال هم میکند که به حکم عرف معدن تابع زمین است، عقلا کسی را که مالک زمین میدانند، مالک هر آنچه که در این زمین هم است، میدانند. مثلا مالک هوا میدانند.اما نظر عرف در جایی است که معادن و منابع موجود در زمین ناچیز باشد و گرنه مردم صاحب زمین را مالک منابع عظیم زیر زمینی نمیدانند.با این بیان و استدلال، موازین هم به هم نخورده است و نه حتی کسی از فقها به فکرش رسیده است.کسانی که جمود کردهاند، به آنچه که در کتب نوشته شده اکتفا کردهاند، و هیچ تحقیقی بر تحقیقات نیفزودهاند. حضرت امام نسبت به هوا هم نظرشان همین است.میفرماید: به مقداری که عرف صاحب زمین را مالک هوا بداند، مالک است. مثلا میتواند چند طبقه بسازد، ولی اینکه در آسمان هواپیمایی عبور میکند، مالک زمین نمیتواند بگوید من راضی نیستم از هوای من عبور کند، و تصرف غاصبانه است. در حالی که اگر جمود کردیم، باید بگوییم مالک زمین میتواند چنین حرفیبزند. مورد دیگر: ما میدانستیم حضرت امام مخالفتی با پیوند اعضا ندارد، اگر کسی وصیت کند که چشمهای مرا در آورید و به آن جوان نابینا بدهید، این یک بینش الهی است و انفاقی بالاتر از این نیست که انسانی چشم خود را به انسان دیگر اهدا کند.مسئلهای که پیش میآید آن است که تشریح بدن میت حرام است. در این جا میگوید: تشریح بدن میت اگر بی احترامی به او باشد حرام است و در چنین موردی هیچ گونه بی احترامی صورت نمیگیرد، بلکه یک نوع عظمت روحی برای متوفی است. اگر فقیهی جمود کند میگوید تشریح بدن میت حرام است و حق ندارید چشمهای او را در آورید .الان هم گروهی از فقها بر همین نظر هستند، اما کسی که بینشی همچون بینش امام را دارد و میگوید اشکال ندارد، چون بی احترامی به بدن میت نیست.اگر روی آن موازین جمود کردیم هر عضو بدن را به دیگری منتقل کردن حرام است.الآن افراد زنده گاهی کلیه خود را به دیگری هدیه میکنند.چه منعی دارد؟ چه عملی والاتر و بالاتر از این! چه مانعی دارد که ما در مملکتمان بانک اعضا داشته باشیم و این قدر نیازمند به کشورهای خارجی نباشیم. |
به نام خدا
نه آنچه داريم دانيم
نه آنچه دانيم داريم ! «پير هرات»

در اين وبلاگ مي خواهيم در مورد خلاقيت وچگونگي ايجاد آن در آموزش و پرورش صحبت کنم.
ابتدا گقته اي دراين مورد از کتاب پرورش نسل خلاق در ايران از دکتر محمد رضا ابوترابيان مي آورم
لفظ <خلاقیت> برای اغلب مربیان و مدیران در همه جوامع امروزی، لفظی آشناست . خیلی ها هستند که از آن سخن می گویند .خیلی ها دستور العمل داده اندکه مربی و مدیر باید خلاقیت دیگران را اندازه بگیرد و به آن امتیاز بدهد . خیلی ها هم به اجرای این دستورات مشغولند . اما عجیب است که اینان هیچ میل ندارند از مزاحم ها و محرک های خلاقیت هم چیزی بگویند ،یا شرایطی را ایجاد کنند که احتمال ظهور خلاقیت بیشتر شود . گویی که تبلور خلاقیت هیچ ربطی به «عملکرد تربیتی مدیر و مربی و جامعه » ندارد .